مجتبى ملكى اصفهانى
387
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
عرف فاسد . 1 - عرف عام : عرف عام يا همان بناى عقلا عبارت است از چيزى كه بين اغلب مردم در جوامع مختلف ، از اقوام مختلف و در زمانهاى مختلف رواج داشته و بسيارى از امور عمومى اجتماع برآن استوار است . مانند رجوع جاهل به عالم و عدم نقض يقين با شك . 2 - عرف خاص : عرف خاص عرفى را گويند كه در ميان گروه خاصى كه عاملى خاص آنها را جمع كرده رواج دارد . مانند الفاظ و اصطلاحات مخصوصى كه بين فقها ، اصوليين ، فلاسفه ، پزشكان و . . . رواج دارد . 3 - عرف عملى : عرفى را گويند كه در قسمتى از كارهاى خاص مردم رايج است ، مانند بيع معاطاتى كه معمولا بين مردم شايع است و آن را قبول كردهاند . 4 - عرف قولى : عرفى را گويند كه در آن برخى الفاظ بر خلاف معناى لغوى خود ، معناى خاصى پيدا كرده و در آن معناى خاص استعمال مىشوند . مانند لفظ « ولد » كه در لغت براى پسر و دختر وضع شده ولى در عرف ، تنها بر پسر اطلاق مىشود . 5 - عرف صحيح : آنچه كه بين مردم رايج است و مخالف نصّ قرآن و سنّت نبوده و موجب از بين رفتن منفعت و به وجود آمدن مفسده نباشد . مانند اطلاق لفظ بر معنايى عرفى ، غير از معناى لغوى آن ، و مثل اينكه عرف است هنگام عقد هدايايى از طرف داماد براى عروس مىبرند و آن را جزو مهريه او حساب نمىكنند ، و موارد مشابه ديگر . 6 - عرف فاسد : آنچه بين گروهى از مردم رواج دارد و مخالف شرع است .